تبليغاتX
شـيوه‌ي رندانه
و اينجا را ببينيد

Download Day - Farsi
+ نوشته شده در  87/03/11ساعت 17:29  توسط شيوه‌ي رندانه | 

ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من/ ای دل نمی‌ترسی مگر از یار بی‌زنهار من

 ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من/ نشنیده‌ای شب تا سحر آن ناله‌های زار من

 یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو/ می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من

  خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر/ وانگه چنین می کرد سر کای مست و ای هشیار من

 چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او/ گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من

 گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان/ خواهی چنین گم شو چنان در نفی خود دان کار من

 گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی‌جام تو/ بفروش یک جامم به جان وآنگه ببین بازار من

+ نوشته شده در  87/03/07ساعت 17:14  توسط شيوه‌ي رندانه |