وا حسرتا
چندي دلي داشتيم،
حسرت امروز مرا مانده تنها
چندي زندگاني كرديم
حسرت امروز مرا مانده تنها
چندي عاشقي كرديم
حسرت امروز مرا مانده تنها
چندي با تو بوديم
حسرت امروز مرا مانده تنها
چندي بي تو هستيم
حسرت امروز مرا مانده تنها
گريه دلم ميخواهد، اما دريغ از شانهاي تا سر بر آن نهم...!
امان بده
كمصحبت همصحبت
حسرت امروز مرا مانده تنها
به فريادم برس
+
نوشته شده در
87/04/30ساعت 15:48 توسط شيوهي رندانه
|
خسرو خان!!! ... خداحافظ.
ناشكيبا رفتي، اين رسمش نبود.
+
نوشته شده در
87/04/29ساعت 8:58 توسط شيوهي رندانه
|
كسي باورش نيست
من نيز هم
(ديداري بر فراز اژدهايي خفته در دود)
باراني بايد
كه آمد
و صعودي از درازناي آدميت تا سر منزل مقصود
(نقشي بلندتر زدهايم)
آشفته و آرميده
رسيده و نرسيده
آري
هنوز پنجرهي شعر بسته نيست.
+
نوشته شده در
87/04/19ساعت 10:52 توسط شيوهي رندانه
|
پيرترين وبلاگ نويس جهان، خانمي 95 ساله و اهل اسپانيا است.
آدرس وبلاگ او را در زير ببينيد.
http://amis95.blogspot.com
+
نوشته شده در
87/04/16ساعت 14:36 توسط شيوهي رندانه
|
رمان شازده كوچولو به انگليسي
The Little Princeو به فرانسوي
Le Petit Prince نوشتهي
آنتوان دو سنتاگزوپري نويسنده و خلبان فرانسوي با ترجمهي زندهياد
احمد شاملو (كه گفته ميشود ترجمهي خوبي هم نيست)
از اينجا بخوانيد و گوش دهيد
+
نوشته شده در
87/04/11ساعت 10:8 توسط شيوهي رندانه
|