تبليغاتX
شـيوه‌ي رندانه
كنسرت گروه موسيقي ايراني بيداد

كرج ـ سينما تئاتر ارشاد ـ پارك شهيد چمران ـ ساعت 19

پنج‌شنبه و جمعه 16 و 17 مهر 1388


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/12ساعت 16:37  توسط شيوه‌ي رندانه  | 

از رفتن پرويز مشكاتيان يك هفته گذشت، و ديديم كه چگونه پرويز بر دستان دوستان تا كنار عطار رفت و در آنجا آرميد، براي هميشه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/06ساعت 13:33  توسط شيوه‌ي رندانه  | 

هنوز خزان نيامده بود كه شاخ مضراب شكست

سنتور از نفس افتاد

و پرويز به «آستان جانان» رسيد.

چه زود «دشوار زندگي» را تنها آسان كرد

رفت و ماند بر دلها


سازها كوك شدند با زحمت زياد و منتظر بوديم «ساجد» شماره بدهد و شروع كنيم كه تلفن «فرهاد» زنگ زد.

سلامي و رنگش پريد و لحظه‌اي بعد همه‌ي ما چشمان اشك‌آلودمان را ناباورانه از هم پنهان مي‌كرديم؛ تا «گنبد مينا» به ضبط رفت و اولين جمله‌ي جواب مشكاتيان آه از نهاد همه بلند كرد.

خدايا چه زود، و چه تلخ.

تاب نياورد ببيند كه آنان كه سرود «رزم مشترك»‌اش را زمزمه مي‌كردند چگونه در خون خود غلتيدند و ... پرويز به آنان پيوست.

زبان و قلم عاجز است از اينكه در رساي پدرم بنويسم، پدر همه‌ي ما بود پرويز. پدر تصنيف و چهارمضراب.

دوستان و هنرمندان همه در رثاي او قلم فرسوده و سر دل باز كرده‌اند. عزيزم حسين عليشاپور خبر رفتن پرويز را داد و برايش اينجا نوشته‌است.

خدايش بيامرزاد.

+ نوشته شده در  88/07/01ساعت 12:46  توسط شيوه‌ي رندانه  |